مفهوم کسب و کار الکترونیکی
در لانگمن[4] کسب و کار الکترونیکی را شامل سازمانی که کالایی را می فروشد یا خدماتی را ارائه می دهد، می داند. این فرهنگ لغت در تعریفی دیگر از این واژه، آن را به معنای حرفه، وظیفه یا کار معمول یک فرد، معرفی می کند. بنابراین کسب و کار عبارت است از هرگونه فعالیت تجاری که با هدف کسب سود، به عنوان شغل عمومی، حرفه، کار یا نقش یک فرد در جامعه صورت می گیرد. از طرفی بنا به تعریف آکسفورد[5] از کسب و کار، می توان نتیجه گرفت که کسب و کار علاوه بر فعالیت های بازرگانی و مبادله می تواند سایر فعالیت های یک سازمان تجاری را نیز شامل شود. از جمله این بخش ها می توان به مدیریت ارتباط با مشتری[6] و مدیریت زنجیره عرضه[7] اشاره کرد.(توربان،2004)
از تعاریف کسب و کار الکترونیکی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- کسب و کار الکترونیکی حوزه وسیع تری از تجارت الکترونیکی است که شامل خدمات مشتری(مدیریت ارتباط با مشتری) و فرآیندهای بین شرکای تجاری(مدیریت زنجیره تامین) نیز می شود. کسب و کار الکترونیکی اغلب به جای تجارت الکترونیکی و بالعکس به کار می رود.(توربان،2004)
- تبدیل و تحول فرآیندهای کلیدی کسب و کار از طریق استفاده از فناوری اینترنت(آی بی ام،2000[8])
- یکپارچگی و انعطاف پذیری بیش از پیش طرح ها، فرآیندها، تجهیزات و سیستم های تجاری که در راستای برآورده سازی نیاز های در حال تغییر مشتریان صورت می گیرد. (کاکاکوتا،2001)
- کسب و کار الکترونیکی تنها به تجارت الکترونیکی محدود نیست؛ یعنی، تمامی فعالیت های یک شرکت را الکترونیکی می کند؛ به طور خلاصه کسب و کار الکترونیکی تلفیق سیستم ها، فرآیندها، زنجیره های تامین و کل بازار با استفاده از اصول و فناوری های مرتبط با استفاده از ابزار اینترنت است.
ادبیات مربوط به مدل کسب و کار الکترونیکی مزایای بسیاری دارد، اما نسبتاً عاری از نظریه است و بنابراین دچار کمبود غنا (عمق) و انسجام در چارچوب های کسب و کار الکترونیکی و ایجاد ارزش است. یکی از متونی که نمی توان آن را متهم به فقدان پایه نظری دانست، نظریه آمیت و زوت (2001) در مورد چگونگی ایجاد ارزش توسط کسب و کارهای الکترونیکی است. درک محرک های در پشت ایجاد ارزش در کسب و کار الکترونیکی نیازمند استفاده از بازه ای از نظریه های مختلف و یکپارچه سازی آنها در چارچوب ایجاد ارزش است، که از جمله این نظریه ها تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش (پورتر،1985)، نوآوری شومپیترینی (شومپیتر،1934)، دیدگاه منبع- محور (بارنی،1991)، نظریه شبکه های استراتژیک (برت،1992) و صرفه جویی های هزینه داد و ستد (ویلیامسون،1975) می باشند. این منظرها، که از نظر نویسندگان، همگی برای درک کل عمق و وسعتی که کسب و کار الکترونیکی می تواند ارزش را ایجاد کنند ضروری هستند، به طور تجربی آزمایش شدند که جاصل آن یک مدل ارزش و کسب و کار الکترونیکی براساس چهار متغیر زیر می باشد: کارایی، تازگی، مکمل ها و قفل کردن در بازار(اجازه ورود ندادن به کسب و کار جدید) (آمیت وزوت،2001) (شکل 1).

[1] [timmers 1998; rappa 2001]
[2] [chesbrough and rosenbloom 2000; linder and cantrell 2000; petrovic, kittl al. 2001; megretta 2002]
[3] [hammel 2000; weill and vitale 2001; afuah and tucci 2003]
[4] reference models and ontologies [gordijin 2002; osterwalder 2004]
[5] linder and cantrell 2000
[6] auction model
[7] direct – to – customer model