سیر تکاملی مفهوم مدل کسب و کار
مفهوم مدل کسب و کار در طی سال های طولانی مسیر تکاملی خود را طی نموده است. هرچند که هریک از محققان به طور انفرادی و جدا از یکدیگر در این زمینه فعالیت نموده اند، ولی ما در کار آن ها شاهد یک مسیر پیشرفت تدریجی می باشیم. در یک تحقیق جامع از ادبیات مدل های کسب و کار 5 فاز مختلف را می توان مشاهده نمود:
1- فاز یک : این فاز مصادف با زمانی است که اهمیت واژه مدل کسب و کار شروع به بروز نمود و تعدادی از صاحب نظران به ارائه تعاریف و طبقه بندی مدل های کسب و کار نمودند.[1]
2- فاز دو: در این فاز، صاحب نظران با اضافه نمودن عناصر مدل کسب و کار به تعاریف ارائه شده، به تکمیل این تعاریف پرداختند.[2]
3- فاز سوم: در این فاز، توضیحات دقیق و جامعی از عناصر مدل کسب و کار ارائه گردید.[3]
4- فاز چهارم: در این فاز، صاحب نظران شروع به مدل کردن اجزاء به صورت مفهومی نمودند. این کار منجر به ارائه فرا مدل های کسب و کار به شکل مدل های مرجع و هستی شناسی ها (آنتولوژی ها) گردید.[4]
5- فاز پنجم: در این فاز مدل های مرجع برای برنامه های سیستم اطلاعاتی و مدیریتی مورد استفاده قرار گرفت. (استروالدر،2004)
[1] [timmers 1998; rappa 2001]
[2] [chesbrough and rosenbloom 2000; linder and cantrell 2000; petrovic, kittl al. 2001; megretta 2002]
[3] [hammel 2000; weill and vitale 2001; afuah and tucci 2003]
[4] reference models and ontologies [gordijin 2002; osterwalder 2004]
[5] linder and cantrell 2000
[6] auction model
[7] direct – to – customer model
[8] e. g. the dell model